المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
85
مروج الذهب ( فارسى )
مسعودى گويد بطليموس در كتاب معروف جغرافيا وصف زمين و شهرها و كوهها و درياها و جزيرهها و رودها و چشمهها و شهرهاى مسكون و نقاط آباد را آورده و گفته كه بدوران او چهار هزار و پانصد و سى شهر بوده است و همه را شهر به شهر و اقليم به اقليم ياد كرده است و در همان كتاب رنگ كوههاى جهان را از سرخ و زرد و سبز و غيره آورده و گفته كه دويست و چند كوه هست و مقدار كوهها سرخ و زرد و سبز و غيره آورده و گفته كه دويست و چند كوه هست و مقدار كوهها و معادن و جواهر آن را ياد كرده و هم اين فيلسوف گفته كه شمار درياهاى محيط زمين پنج درياست و جزاير آباد و غير آباد و مشهور و غير مشهور آن را بر شمرده و گفته كه در بحر حبشى نزديك يك هزار جزيره بهم پيوسته هست كه آن را دبيحات گويند و همه آباد است و از جزيرهاى تا جزيرهء ديگر دو يا سه ميل يا بيشتر فاصله است ، بجز جزاير ديگر كه در اين دريا هست و هم بطليموس در جغرافيا گفته كه آغاز درياى مصر از روم است تا درياى مجسمههاى مسى ، و همه چشمههاى بزرگ كه از زمين مىجوشد دويست و سى چشمه است و اين بجز چشمههاى كوچك است ، شمار رودهاى بزرگ كه پيوسته در هفت اقليم جارى است دويست و نود رود است و اقليمها به ترتيبى است كه در شمار اقاليم آورديم و هر اقليمى نهصد فرسنگ در نهصد فرسنگ وسعت دارد . بعضى درياها بوجود حيوانات آباد است و بعضى ديگر آباد نيست چون اوقيانوس بحر محيط و در اين كتاب شمهاى از تفصيل و وصف درياها را بياوريم . همهء اين درياها در كتاب جغرافيا برنگهاى گوناگون و اندازههاى مختلف تصوير شده ، بعضى به صورت عباست و بعضى به شكل بوق است و بعضى شكل روده و بعضى مدور يا مثلث است ولى نام درياها را در اين كتاب به يونانى نوشتهاند كه فهم آن ميسر نيست . قطر زمين را دو هزار و صد فرسخ گفته ( صحيح آن ششهزار و چهار صد فرسخ است ) كه هر فرسخ شانزده هزار ذراع است . محيط زيرين مدار نجوم كه فلك قمر است يكصد و بيست و پنجهزار و ششصد و شصت فرسخ است و قطر فلك از نقطهء رأس الحمل تا نقطهء رأس الميزان